تبليغاتX
تلخ ، شیرین ، زندگی
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت . . . چشم ندارد خلاف هر که در این دام رفت
سلام

اینم بازی شب یلدا که با اینکه شب یلدا تموم شده ولی مثل اینکه دوستان

 خیلی از این بازی خوششون اومده و دست بردار نیستن .

 

۱ . من فاضل شیرزادفر متولد هفتم مهرماه هستم . که تو شناسنامم چیزه دیگه یی نوشته . یک

زوج جالب پدر و مادر من هستند و یک برادر دارم که  ۴ سال از من بزرگ تره وخواهرم

 ۲ سال ازمن بزرگ تره و هر سه تایی دانشجو هستیم . از رنگ آبی خوشم میاد و به خاطرهمین

طرفدار تیم استقلال هستم و یه زمانی تعصب زیادی روی این تیم داشتم ولی چند سالی میشه که

منطقی تر فکر می کنم . از گل رز هلندی خوشم میاد . تو خوردن هم کم نمیارم و غذاهای ایرانی

رو ترجیح میدم و از خورش فسنجان ( فسنجون خودمون ) و قرمه سبزی ( بعضی هام میگن

سبزی قرمه ، من نمی دونم کدومش درسته ) و آش رشته خوشم میاد و از ماهی و گوشت گاو و

گوسفند خوشم نمیاد و ترجیحاً نمی خورم و از سیرابی و کله پاچه به شدت متنفرم . عاشق شکر

و قند و کیک های صبحانه در کنار چایی و نوشیدنی های خنک هستم و جدیداً هم از همه نوع

شیرینی و کیک بدم میاد . کلاً خوش غذا نیستم . مثل متولیدن مهر آدم خجالتی و کم حرفی هستم ،

بیشتر حرفهام رو تو تنهایی با خودم میزنم . البته این فضای مجازی هم جایی که خیلی حرف ها

میزنم و جلوی خودم رو نمی گیرم و آخر سَرَم رو به باد میدم . تو جمع معمولاً حرفی نمیزنم و

اظهار نظری نمی کنم ، چون چیزی نمی دونم سعی می کنم چیزی نگم که ضایع شم ولی منتظرم

 که چیزی یاد بگیرم . از سوسک و حشرات همچنین مارمولک و سایر خزنده ها می ترسم و

چِندشَم میشه . از فیلم های تخیلی و هیجان آور خوشم میاد و اما موسیقی از موسیقی های آروم و

 بی کلام خوشم میاد ( وقتی تنها هستم گوش میدم ) و تو خواننده های ایرانی داخلی استاد شجریان

 و از صدای فرزاد فرزین رو می پسندم و خارج از ایران هم کس خاصی نیست که خیلی از

صداش خوشم بیاد ولی بیژن مرتضوی و آهنگ های خیلی قشنگش رو دوست دارم ، یادم نمیاد

خواننده زنی باشه که خوشم اومده باشه ، اما موسیقی خارجی از بعضی گروه های راک خوشم

میاد System of a Down و Limp Bizkit و Shaggy خارج از راک  Enrique Iglasias

و  Sean Paul  و خواننده های ترکی هم Emrah و Mostafa Sandal و Ozcan Deniz و

Tarkan و بعضی آهنگ های Ebru Gundes .


۲. دوران کودکی من خیلی زود گذشت و هیچ خاطره و یا سندی ازش ندارم ۹۹% عکس های ۱

تا  ۴ سالگی ام توسط مادرم گم شده و من نمی دونم بچه کی هستم ؟ ( شاید بچه سر راهی

باشم !!! ). از همون دوران کودکی از جنس مخالف بیشتر خوشم میومد و یادمه که بعضی وقت

ها دامن می پوشیدم و روسری سرم می کردم . یکی از دوست داشتنی دوران زندگیم مهد کودک

و ابتدایی بود و من برخلاف داداشم که هر روز جلوی در دفتر بود همیشه منظم بودم و تمام

نمراتم ۲۰ بود و این روند تا کلاس پنجم ادامه داشت .

۳ . دوران راهنمایی خیلی چیز خاصی نداشتم به جز اینکه باز هم بر خلاف داداشم منظم بودم یه

مدتی هم دنبال ساز نی رفتم ولی خیلی ادامه ندادم و ولش کردم تو تابستون های این دوران

 میرفتم تو یک کارگاه کارآموزی ( البته از روی علاقه ) فوتبال رو هم توی همون دوران شروع

 کردم که ۵ سال ادامه دادم و آخر هم بعد از کسب عناوینی مانند قهرمانی استان ، آموزشگاهی و

باشگاهی در زمین چمن و سالن بعلت کنکور ول کردم و دیگه هم نتونستم ( بهتره بگم نخواستم )

دنبالش برم . البته تو این سه سال من به آموزشگاه زبان انگلیسی رفتم و تا حدی میشه گفت زبان

انگلیسیم خوبه و از سال دوم راهنمایی تمام نمرات این درس ۲۰ بود . تو این دوران ۶ ماه دنبال

نقاشی رفتم با آبرنگ و گواش کار کردم ولی باز هم ادامه ندادم ، رفتم دنبال طراحی حدوداً یک

 سال و نیم طراحی کار می کردم . با اینکه طراحی رو هنوز دوست دارم ولی خیلی احساس

راحتی ندارم نسبت بهش .

۴ . سال اول دبیرستان هم طبق روال به مدرسه ایی رفتم که برادرم قبل از من با سابقه خودش

اونجا رو آباد کرده بود و سال اول برای من کمترین فرار از کلاس و بیشترین خنده ها رو توی

کلاس داشتم و روزی نبود که معلم هامون رو دست نینداخته باشیم . ولی سال دوم دبیرستان بر

حسب علاقه وارد هنرستان شدم و در رشته برق صنعتی ادامه تحصیل دادم توی این سال میشه

گفت نصف سال رو سر کلاس حاضر نبودم و با زدن مخ معلم ورزش که برامون از دبیر ها

نمره می گرفت ما هم براش مقام آموزشگاهی می آوردیم . در سال سوم هم خیلی معمولی گذشت

هم درس رو داشتیم هم ورزش . بعد از مدرسه که نوبت دانشگاه شده بود . شروع کردیم درس

خوندن واسه کنکور که با رفتن به کتابخونه با چند تا از دوستام درس می خوندم . ولی سال اول

که قبول نشدم با اینکه باندازه کافی خوندم مطمئن بودم قبول میشم و برای همین هم در آزمون

دانشگاه آزاد شرکت نکردم . اما سال دوم برای سراسری خیلی تقلا نکردم و راهی دانشگاه آزاد

شدم در رشته کاردانی برق صنعتی ( یا همون الکتروتکنیک ) ادامه تحصیل دادم .

و اما این اعتراف جزء اعترافاتیه که حرف های زیادی رو دنبال خودش در خارج از وبلاگ

واسه من به دنبال داره و اون اینه که من به مدت یک سال گلسازی ( گل بلندر ) هم کار می کردم

و کارم هم اونقدر خوب بود که خیلی زود پیشرفت کردم و استادم تا مدتی دنبال من بود و می

خواست من کار کنم ولی نتونست منو راضی کنه و دقیقاً یکسال میشه که دیگه گل گل سازی کار

 نکردم ، می خواستم یه عکس هم ازش بذارم که پشیمون شدم .

۵ . من حدوداً ۲ سال میشه تو نت هستم و الان بیشترین تفریحاتم کتاب و اینترنت البته غیر از

درس !!! . از وقتی با آقای استاد مهدیان . . . نه !!! ببخشید . . . دکتر احسان مهدیان آشنا شدم پنجره

ای جدید برام باز شده . آقای مهدیان من رو به دنیای تازه ای معرفی کرد که تا چند وقت پیش فقط

از خوندن اشعار دیگران لذت می بردم . البته من قبلاً هم شعر ( الببته اگه بشه اسمش رو گذاشت

شعر ) می گفتم ولی کم پیش میومد بنویسم یا برای کسی بخونم . ولی آقای مهدیان قالبی از شعر

رو بهم معرفی کرد که بتونم حرف هام رو راحت تر بگم و احساس مس کنم شعر منو ارضاء

می کنه و حالا هم قصد دارم با مطالعات بیشتر و راهنمایی دوستانم که همیشه به من لطف

دارن : احسان مهدیان عزیز  که خیلی دوسش دارم ، باران سپید عزیز که من ندانسته  ناراحتش

 کردم  و اینجا رسماً ازش معذرت خواهی می کنم ، عالین نجاتی عزیز که همیشه از صحبت

کردنش لذت می برم ، محمد سلطانی عزیز که غزل هاش واقعاً زیباست و منتظریم که تایپ بدون

 غلط داشته باشه ، هومن کلانتری عزیز که همیشه من رو امیدوارم می کنه ، علی اصلانی عزیز

 که وبلاگ نداره ولی همیشه با اطلاعاتش منو متعجب میکنه و دوست دارم بیشتر از صحبت

هاش استفاده کنم ، دوست بسیار بسیار عزیزم حاج احسان خلیلی که هر گونه شباهتی با بن لادن

 رو تکذیب کرده و من ارادت خاصی نسبت بِهِش دارم ، الناز ابراهیم پور عزیز که بزودی

بدستش به قتل میرسم و با پارتی بازی قتل رو میندازه گردن عالین نجاتی ، راحیل حسینی عزیز

 که اگه کسی از زیر آمپول و سرم او جان سالم به در ببره از هفت خان رستم گذشته وازتمامی

 دوستانی که اسمشون نیومده و به من کمک می کنن تا شاعر بشم و تمامی کسانی که فکر می

 کنن من شاعرنیستم هیچ وقت هم نخواهم شد تشکر میکنم .

 ولازم به ذکر این متن رو بعد از ۱۹ ساعت خواب که بعلت داشتن امتحان و خوردن قرص شب

قبلش بیدار بودم نوشتم به شما اطمینان میدم که من سابقه خواب بیشتر از این رو هم تو پرونده

بیهوشی کاملم دارم . ولی اصولاً من شب ها تا ساعت ۳ بیدارم و صبح هم ساعت ۸ الی ۹ بیدار

میشم لذا از تمامی دوستان خواهش میکنم در این ساعات با سعادت با من تماس نگیرن .

حالا هم از شما خواننده عزیز خواهش می کنم بری یک شربت آلبالو خنک بخوری چون می

دونم مخ که چه عرض کنم چیزی ازش نموند ، از حرف های من داره بلبلی میزنه و چون آلبالو

 مسکن خوبیه برات مفیده .

در کل هم عزیزانی که منو به بازی دعوت کردن :

۱ –  بن لادن

۲ – تایپیستی که امیدواره غلط املایی نداشته باشه

۳ – عریضه نویس

۴ – آمپول زن

۵ – آدم بی دندون

تشکر می کنم .

و این توپ رو پاس میدم به دوستان دیگر تا برنن تو گل :

۱ ) مرجان دریایی

۲ ) سیما نصیب پرست

۳ ) مریم شرجی دریا

۴ ) هومن کلانتری

۵ ) پدربزرگ مرحومم که وبلاگی نداره

 

و اما شعر :

 


« حسرت من »


مهم نیست

در شناسنامه ام کوپن چند نفر نشسته باشد

کافیست دل داده باشی به اسمی که در

برگه های نامه ام نوشته

من خواب دیدم چشم هایت چپ شده

و در همسایگی ام در خوابی رفته ای

هیچ سگی پارس نمی کند

سلمانی برای  ریش گردنم را می زند

و ریش برای مرد بودنم بلند شد

چار زانو مرا صدا کن

صدایی که شب از گلو بیرون نمی دهد

فردا پیری  بهار را در باد داده ام 

 

 

 روی نوشته پایین کلیک کنید . . .

این هم عکس به همراه شعر

 

 

 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 4:36 قبل از ظهر  توسط فاضل شیرزادفر | 

 

 

« خیال »

 

ماه پشت ابری مانده

 

وقت کمی نیست

 

گلدان که بر سنگ می کوبد !

 

این مرده چه حالی می کند

 

گریه هایی که طاقت از سرم گذشت

 

از لج تو هم که باشد مانده ام

 

چطور در کوچه های بدون خودم

 

پرسه می زدم !؟

 

حالا بهتر است به همان پنجره برگردی

 

جایی که خنده هایت به گوشم

 

آشناست .

 

جایی که آشنا هم غریبگی می کند .

 

 

        ءءء . . . فاضل شیرزادفر

 

 

 

 

 

 

و چند رباعی از استاد بی بدیل مجمع طنز نویسان نوین ( میرزا بدبین )

 

 

(۱)

 

پيغام خوشی به اين حوالی بفرست

 

باران به زمين خشك و خالی بفرست

 

ميرزا اگر از نفس بيفتد غم نيست

 

يك بوسه به روی نقش قالی بفرست

 

(۲)

 

تصميم گرفتيم ، ازاين ولايت برويم

 

آهي بكشيم و با شكايت برويم

 

نا جور شود ، كه نقش قالی نكنيم

 

بايد كه به صادق هدايت برويم

 

(۳)

 

ميرزا به تكاپوست كه حالی بكنيم

 

بايد كه سری به نقش قالی بكنيم

 

حاضر نشداين رفيق ناباب ، ولی

 

مجبور شديم كه ماست مالی بكنيم

 

 

 (۴)

 

ليلای من اينجاكه بهاراست تو را كم دارم

 

اينجای من از بوسه شكار است تو را كم دارم

 

نزديك شده راه تو تا لنگه خورشيد . . . 

 

ميرزای ورم كرده چه کاره است  ؟تو را كم دارم

 

 

 

 

 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط فاضل شیرزادفر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
در مورد تلخ،شیرین،زندگی
با کمال افتخار این وبلاگ رو تقدیم میکنم به دوست عزیز و خوبم
< احسان مهدیان >

خودم :

من فاضل هستم ـ همین .

زین پیش اگر دم ازجنون می زده ام
وانگه قدم از چرا و چون می زده ام
عمری بزدم این در و چون بگشادند
دیدم ز درون در برون می زده ام
( مولانا )

پیوندهای روزانه

یزدان تورانی
لیلا حکمت نیا
فاطمه شیرزادی
مسعود اکبری راد
فاطمه ترابی
حسن رفعت پور
آزاده بشارتی
سیده صدیقه حسینی
مریم غلامی
الناز ابراهیم پور(بی نقاب)
لیلا شهداد
مجید سعد آبادی
مصطفی صبوری
مریم حقیقت
صالح سجادی
سعید شجاعی
آبجی خاطره(قافله عمر)
سهیلا شاملو
مریم(زنی شبیه درخت)
محسن کریمی
فرشته مهر
مریم شرجی(اسطوره)
شاپرک
راحیل حسینی(مهر و ماه)
مهدی معارف
پرنده و غریبه
مریم عارف
رضا افشاری
یادداشت های یک دختر معمولی(ساجده)
شقایق زعفری
محمد حسن خندق آبادی
سی گال(کیمیا)
آرام میر اسماعیلی
گفتن نگین
سقط جنین(الهه)
ایمان جواهری پور
لحظه های پنهانی(آبجی فاطمه)
روجا صداقتی
انجمن شعر حوزه هنری مازندران
مبین اعرابی
هومن کلانتری
سید مهدی موسوی
گل خاتون
قلبهای آبی (وبلاگ قدیمی خودم)
مهدی مزارعی
لیدا علیزاده
صدیقه امیدی
فهیمه عباسی
هوشنگ دیناورند
آرشیو پیوندهای روزانه
خط خطی شده های قبل
فروردین 1387
بهمن 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
لینک دوستان
حلقه ارتعاش
مجله ادبي شمال كشور
خانه شعر شمال
هجوووووم.... (احسان مهدیان)
میرزا بدبین(استاد پیر - طنز)
اراده گریز از شعر (باران سپید)
گل دختر (بن لادن)
عالین نجاتی
مهرداد فلاح
شاهین شورانی
راحله حديدي
مهدی کمالی
ایلیا تنکابنی (پیرمرد بارونی)
حمزه كاظمي
مرتضي كاظمي نيا
سیما نصیب پرست
محمد لوطیج (استوره)
رسول و علی
زهره جعفرزاده
سمانه مصدق
مریم توفیقی
شبنم سادات کشفی
بهرام کمالی
مریم مهرآذر
معصومه شیخمرادی
نغمه شاکری
سمیه سقائی
آرزو اذانگو
محمد سلطانی
مسلم وفائی نژاد
راحیل حسینی(پرستار)
الهام قریشی
اناش (مرجان دریایی)
منیژه رازقی
پناه
مونا زنده دل
رضا افشاري
ماندانا ابری
محمد حسين بهراميان (سارا شعر)
ايمان جواهري پور
كيوان قنبري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان