![]() |
![]() |
|
| هر که دلارام دید از دلش آرام رفت . . . چشم ندارد خلاف هر که در این دام رفت |
|
گپ و گفت کوتاه ، به همراه شعری از احسان مهدیان اشاره : بدون مقدمه بگویم که ازاین پس می خواهم گپ و گفتی ساده با شاعرانی که بتوانم با آنان بنشینم داشته باشم و اولین برنامه را با کسی که این روزها تلاش زیادی برای گرم نگه داشتن فضای شعر استان دارد شروع می کنم . احسان جان ، صرفا می خواستم از مصاحبه ات با رادیو جوان بپرسم ؟ ج : تعجب نکن اگرجوانی ام تاامروز طول کشید آقا !( شوخی کردم ) هفته گذشته با دوستانم در رادیو حرف زدیم با اینکه زمان کم داشتیم ولی خیلی از حرفها مطرح شد مثل استقبالی که در خارج ازایران از وبلاگ هجوووووم شده و سوالاتی که پیرامون این سبک و سیاق نوشتاری بود که تا حدی که میشد گفتیم . در باره طولانی شدن بعضی از شعرهام هم گفتم که من خودم بعضی وقتها از نوشتن خسته میشم اما شعر ادامه دارد این دیگه دست خودم نیست . و قتی « حامد» کار « مثلن اینجوری » را خوانش کرد نشان داد که بلندی و کوتاهی کار چندان ملاک نیست بل که نوع کنشی که مخاطب در برابر آن دارد تعیین کننده است . ازجنگ هم آنجا حرف زدین ! کمی برام پیچیده و در عین حال جالب است که چطور هنوزهم نسبت به آن زمانها تعلق خاطر دارین ؟ من سالهای جنگ را تجربه کردم و به دستاوردهایی رسیدم که امروز نگاهی خاص نسبت به آن دارم ضمن اینکه میدانم جنگ بد ترین پدیده ایست که متاسفانه در زندگی بشر، اجتناب ناپذیر است اما هرگز نمی توانم فراموش کنم که جنگ در دوران های بسیار عامل جابجایی فرهنگ ها نیز بوده اند . شاید این جابجایی کمی نیاز به توضیح داشته باشد ، خلاصه اینکه حضور نیروهای نظامی در کشورهای دیگر و سالهای اسارت و بازگشت ها و ... نمونه هایی از انتقال و جابجایی بودند باعث بسیاری از اختراعاتی که امروزه در خدمت بشر است شرایط جنگی بوده است . البته این تجربیات در ادبیات هم خودشان رو تشان می دهند . آیا دستاوردهای اروپای بعد ازجنگ چه در زمینه های اقتصادی و چه .... مهمترین آن ادبیات را می شود انکار کرد ؟ برنامه ی این ماه خانه شعر چیه ؟ آیا میهمون تازه ای هم خواهیم داشت ؟ خانه شعر : هیئت مدیره و هیئت موسس بعد از برنامه ی حضور شاعران مازندران در یوش و در خانه نیما ، با پیشنهاداتی برای اجرای جشنواره ها و کنگره های مختلف شعر روبرو شد که در حال بررسی و همانگی ها هستیم و لزومن در صورت حصول نتایج دقیق ، طی اطلاعیه ای اعلام خواهد شد . برنامه ی نشست پانزدهم هم با حضور شاعر گرانقدر و دوست بسیار خوبمان آقای « حمید رضا شکارسری » در مجتمع سینمایی بابل برگزار خواهد شد . که جزئیات آن هم به زودی طی اطلاعیه ای از طرف خانه شعر اعلام می شود . از آثار جدید در دست چاپ حرف نمی زنید ! بله ! بعد از چاپ « گفتن نگین » و آمادگی انتشار پی دی اف « دستی که زیر سر دارم » مجموعه شعرهای هجووووم آماده است و با ناشر محترم در مرکز، هماهنگی هایی صورت گرفته و در آینده نزدیک امیدوارم که به چاپ برسد اما جلوتر ازاین ، پیشنها د جالب دوست ناشری بود که کارهای کوتاهم را می خواهد بصورت فانتزی و کارت پستالی به چاپ برساند که من فکر میکنم این مجموعه خیلی زودتر بیرون خواهد آمد .
( شعر تازه از احسان مهدیان ) ازاین قیافه یا هر اسم دیگری ازهمین روبرو یا هر آینه ای که نمی بینی مشت نمونه ی اتاقی که گاز ندارد یا دهانی که بازش کرده ام ازنفسی که در باد می جنبد سردر آوردم از کلاهی که گفتی بردار - بر نمی دارم از روی دیواری که هاشا ندارد ازهرچیزدیگری که بالا نمی کشد یعنی قماری که خود باخته ی خودکارم شد - کارم شد ؟ راه درازی که در گلیم دارم با خستگی عرق ازساعت 2 که رد می شود - نه نمی شود آهنگی که دارد از چیزی در نمی آید در می آید برلین را به هر زبانی که می نویسی شکل دیواری که هزارگوشه ی آن گوش است ساحل کردند گوش ماهی هایی که خزر در آوردند ازاین دریا به هر گره ای که در کارم بست ازابری که می خواست نبارد ازاینجا تا گلویی که گردنه می گیرد حرفی که می خواست پس از این در بیاید من ! نه شما ؟ ... این دست حاکم باش، دست دیگرم پای تو می شود بنشیند؟ بازی که ازاین ساده تر بُر نمی خورد - ها نمی خورد ؟
|
|
+ خط خطی شده در
سه شنبه 1386/04/19ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط فاضل شیرزادفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| در مورد تلخ،شیرین،زندگی |
با کمال افتخار این وبلاگ رو تقدیم میکنم به دوست عزیز و خوبم
< احسان مهدیان > خودم : من فاضل هستم ـ همین . زین پیش اگر دم ازجنون می زده ام وانگه قدم از چرا و چون می زده ام عمری بزدم این در و چون بگشادند دیدم ز درون در برون می زده ام ( مولانا ) |
| خط خطی شده های قبل |
|
فروردین 1387 بهمن 1386 مهر 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|